|
نیایش من
|
||||||
|
|
||||||
|
آخر گذشت آن زمان کهنه ي ديدار رفت آن ثانيه هاي پر هياهو شکست آن لحظه هاي زيبا و تو ، چه ساده گذشتي از اين همه احساس......
زمستان
فهرست اصلی آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
|
هجران تو دردناک ترین لذت من...
هجران تو دردناک ترین لذت من... دیروز در حسرت نداشتنت می سوختم و امروز... داشتنت را تاب نمی آورم! تو آن قدر بزرگی...آن قدر باشکوه... که در ظرف اشتیاق من نمی گنجی... دمی با من بمان شاید بودن را تاب آورم... در گوشم حدیث عشق بخوان شاید... ماندن را اندکی تجربه کنم. نازنینم!... اشک های زلالم را به سر انگشت محبت از چهره ام بزدای... دستانت را از من دریغ مکن... من به مهربانی دست های تو خو کرده ام... مگر نه این که دستان مهربان تو اشک را از گونه های خیس من پاک می کند؟ چشمان نجیبت را به رویم هرگز مبند... بگذار در ژرفای نگاهت غرق شوم... اقیانوس چشمان تو پناهگاه من است... نسیم ملایم احساس را به سویم روانه ساز... تا در آتش اشتیاق «با تو بودن» خاکستر نشوم... من خود در طواف شمع وجودت پروانه وار خواهم سوخت... دیری است در این پرپرستان دنیا بال و پرم هوای سوختن دارد...اما چه کنم مرا تاب دل بریدن از تو نیست...نیست. پیاله ی هستی من بی تو پر از خالی است! سرشار از هیچ است! سرشار از هرگز... بگذار در هوای وجودت نفسی تازه کنم. دم قرآنی تو در قفس دلگیر کالبد من پنجره ای رو به خدا باز می کند. بگذار از روزنه ی این کنج تنهایی ام نور بتابد و عمق تاریک وجودم را به پرتو کلام خدا روشن سازد... مرا دریاب... مرا دریاب... هبوط مرا در این قفس به اشاره ای تنها به اشاره ای...به معراج بدل کن... من تمام غروب های دلگیر عالم را در پای تو قربانی خواهم کرد... تا شادمانه طلوع دوباره ی تو را در صبح دل انگیز دیدار و وصال فریاد کنم... با من بمان... تا بغض نهفته و غریبم را برشانه های استوار تو آزاد کنم... «پروانه»
به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 1:45 PM موضوع: فریاد دلتنگی | + تاوان عشق منتظرم
اصلا برای چی می نویسم..اصلا کی قراره بخونه
مهم نیست..مهم دل خودمه که آرامش بگیره وقتی با این چشمها می نویسم دراشک نامه..صفحه ی مانیتور معلوم نیست....شاید از چشمهای پر حرارت گرفته ی من باشه. الان باید چی نوشت..از اشک بگم؟؟؟از اوج گرفتن؟ یا از بال بال زدنا؟؟؟ نه ایندفعه می خوام با پاییز ترین زمستان حرف بزنم...از پرنده از پرستو که سنگش زدم و افتاد..نه نه نه از این هم نمی خوام بگم..خاطرات خوبی ندارم...بزار از تو بگم...آره تو...حالا این تو کی هست؟؟ زیاد فکر نکن..این تو مخاطب منه..همونی که گوشه ی قاب عکسش رمان مشکیه..همون که نگاش میکنم دلم برا رفتن پیشش یه ذره میشه..همون که منو با عالم بیهوشی آشنا کرد؟آره همون نشناختیش ؟؟؟ مشکلی نیست ..چون قراره من هم برم همونجایی که اون رفت...وهمون اندازه که تومنو میشناسی برات کافیه.. زیاد عجله نکن...یه روزی حتما حرفهامو میفهمی...من واسه فهمیدن تو این روزا خیلی عجله می کنم....منتظره اجلم
به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 1:40 PM موضوع: فریاد دلتنگی | + یکی از بستگان خدا
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی. پسرک، در حالیکه پاهای برهنهاش را روی برف جابهجا میکرد تا شاید سرمای برفهای کف پیادهرو کمتر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه میکرد. در نگاهش چیزی موج میزد، انگاری که با نگاهش ، نداشتههاش رو از خدا طلب میکرد، انگاری با چشمهاش آرزو میکرد. خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالیکه یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد. خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد..
به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 8:33 AM موضوع: فریاد دلتنگی | + جادوی سفید
مجموعه ای شامل 600 ترفند رجیستری و ویندوز که به صورتی زیبا و در غالب دو سیدی جمع آوری شده اند.
به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 7:46 AM موضوع: دانلود نرم افزار | + شهادت
شهادت
از وقتی که به گفته جلال " سنت شهادت را فرام.ش کردهایم و به مقبرهداری شهیدان پرداحتهایم، به ناچار مرگ سیاه را گردن نهادهایم" و از هنگامی که به جای شیعه علی بودن و از هنگامی که به جای شیعه حسین بودن و شیعه زینب بودن، یعنی پیرو شهیدان بودن ، زنان و مردان ما عزادار شهیدان شدهاند و بس در عزای همیشگی ماندهایم! اما این دعوت را ، این انتظار یاری از او را ، این پیام حسین را – که "شیعه میخواهد" و در هر عصری و هر نسلی "شیعه میطلبد"- ما خاموش کردهایم. به این عنوان به مردم گفته ایم که حسین اشک میخواهد ضجه میخواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار میخواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و "پیرو"
به قلم : باران در شنبه 1386/07/28 ساعت 9:4 AM موضوع: فرهنگی | + عاشقانه ها
به قلم : باران در شنبه 1386/07/28 ساعت 9:2 AM موضوع: فریاد دلتنگی | + ازدواچ و فوایدآن
سلامتي، ازدواج و طول عمر تحقیقات بسـیاری نشـان داده اند کـه مـردان مـتــاهل عمر طـولانـی تـری نسـبـت بـه مــردان مجرد و آنها که هیچ وقت ازدواج نمی کنند دارند. تلاش های بسیاری برای دستیابی بـه دلایل این امر انجام گرفته که سوالات زیر را در بر داشته اسـت: آیا ازدواج تاثیر حفاظتی و ایمنی مستقیم دارد و به خـاطـر داشتن فواید مربوط به سلامتی، خطر مرگ و میر را کـاهـش مـی دهد؟ یا افزایش طول عمر نشاندهنده ی این مسـئله اسـت کـه افـراد سـالـم گـرایـش بیشتری به ازدواج دارنـد و افـراد مـتـاهـل از هـمـان ابـتـدای ازدواج، سـالــم تـر هستند؟
به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:55 PM موضوع: روانشناسی | + گوگل......
گوگل يعني چه؟ آيا تا به حال از خود پرسيدهايد كه واژهء «گوگل» كه هر روز ميليونها كاربر اينترنتي از آن براي جستوجو استفاده ميكنند به چه معنايي است و توسط چه كساني ايجاد شده است؟
به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:52 PM موضوع: کامپیوتر | + کینه و نفرت
به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:40 PM موضوع: فریاد دلتنگی | + دلتنگی
به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:39 PM موضوع: فریاد دلتنگی | + |
|||||
|
T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I |
||||||