تبليغاتX
نیایش من

نیایش من

آخر گذشت آن زمان کهنه ي ديدار رفت آن ثانيه هاي پر هياهو شکست آن لحظه هاي زيبا و تو ، چه ساده گذشتي از اين همه احساس......

زمستان
سرآغاز نگاه سرد تو بود
و شب بلورین من
معصومانه شکست
با حجم سنگ های غرور تو

RSS

هجران تو دردناک ترین لذت من...

هجران تو دردناک ترین لذت من...

 دیروز در حسرت نداشتنت می سوختم و امروز... داشتنت را تاب نمی آورم! تو آن قدر بزرگی...آن قدر باشکوه... که در ظرف اشتیاق من نمی گنجی... دمی با من بمان شاید بودن را تاب آورم... در گوشم حدیث عشق بخوان شاید... ماندن را اندکی تجربه کنم. نازنینم!... اشک های زلالم را به سر انگشت محبت از چهره ام بزدای... دستانت را از من دریغ مکن... من به مهربانی دست های تو خو کرده ام... مگر نه این که دستان مهربان تو اشک را از گونه های خیس من پاک می کند؟ چشمان نجیبت را به رویم هرگز مبند... بگذار در ژرفای نگاهت غرق شوم... اقیانوس چشمان تو پناهگاه من است... نسیم ملایم احساس را به سویم روانه ساز... تا در آتش اشتیاق «با تو بودن» خاکستر نشوم... من خود در طواف شمع وجودت پروانه وار خواهم سوخت... دیری است در این پرپرستان دنیا بال و پرم هوای سوختن دارد...اما چه کنم مرا تاب دل بریدن از تو نیست...نیست. پیاله ی هستی من بی تو پر از خالی است! سرشار از هیچ است! سرشار از هرگز... بگذار در هوای وجودت نفسی تازه کنم. دم قرآنی تو در قفس دلگیر کالبد من پنجره ای رو به خدا باز می کند. بگذار از روزنه ی این کنج تنهایی ام نور بتابد و عمق تاریک وجودم را به پرتو کلام خدا روشن سازد... مرا دریاب... مرا دریاب... هبوط مرا در این قفس به اشاره ای تنها به اشاره ای...به معراج بدل کن... من تمام غروب های دلگیر عالم را در پای تو قربانی خواهم کرد... تا شادمانه طلوع دوباره ی تو را در صبح دل انگیز دیدار و وصال فریاد کنم... با من بمان... تا بغض نهفته و غریبم را برشانه های استوار تو آزاد کنم...     «پروانه»

به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 1:45 PM موضوع: فریاد دلتنگی | +

تاوان عشق

 

به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 1:42 PM موضوع: فریاد دلتنگی | +

منتظرم

منتظرم

اصلا برای چی می نویسم..اصلا کی قراره بخونه

مهم نیست..مهم دل خودمه که آرامش بگیره

وقتی با این چشمها می نویسم دراشک نامه..صفحه ی مانیتور معلوم نیست....شاید از چشمهای پر حرارت گرفته ی من باشه.

الان باید چی نوشت..از اشک بگم؟؟؟از اوج گرفتن؟ یا از بال بال زدنا؟؟؟

نه ایندفعه می خوام با پاییز ترین زمستان حرف بزنم...از پرنده از پرستو که سنگش زدم و افتاد..نه نه نه

از این هم نمی خوام بگم..خاطرات خوبی ندارم...بزار از تو بگم...آره تو...حالا این تو کی هست؟؟

زیاد فکر نکن..این تو مخاطب منه..همونی که گوشه ی قاب عکسش رمان مشکیه..همون که نگاش میکنم دلم برا رفتن پیشش یه ذره میشه..همون که منو با عالم بیهوشی آشنا کرد؟آره همون

نشناختیش ؟؟؟

مشکلی نیست ..چون قراره من هم برم همونجایی که اون رفت...وهمون اندازه که تومنو میشناسی برات کافیه..

زیاد عجله نکن...یه روزی حتما حرفهامو میفهمی...من واسه فهمیدن تو این روزا خیلی عجله می کنم....منتظره اجلم

به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 1:40 PM موضوع: فریاد دلتنگی | +

یکی از بستگان خدا

  
یکی از بستگان خدا

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه  سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک
  با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟

- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

 
خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد.. 

به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 8:33 AM موضوع: فریاد دلتنگی | +

جادوی سفید

   جادوی سفید - مجموعه ای از 600 ترفند کاربردی

نرم افزار های ایرانی

مجموعه ای شامل 600 ترفند رجیستری و ویندوز که به صورتی زیبا و در غالب دو سیدی جمع آوری شده اند.



توجه: اگر قصد حمایت از برنامه نویس این برنامه را دارید لطفا CD را خریداری کنید.

لینک های دانلود - سیدی 1 - سیدی 2 - حجم 54 مگابایت
لینک های دانلود - Rapidshare
http://rapidshare.com/files/60128765/jadooye_sefid_cd1.rar
http://rapidshare.com/files/60128621/jadooye_sefid_cd2.rar
با تشکر از PcSeven.com
 پسورد: www.parsi-soft.com
توجه: بعد از خارج سازی تمام فایلها از حالت فشرده فایل Image سیدی یک را بر روی سیدی رایت نمائید و یا از طریق درایو مجازی اجرا نمائید.
موفق باشید

به قلم : باران در دوشنبه 1386/07/30 ساعت 7:46 AM موضوع: دانلود نرم افزار | +

شهادت

شهادت

از وقتی که به گفته جلال " سنت شهادت را فرام.ش کرده­ایم و به مقبره­داری شهیدان پرداحته­ایم، به ناچار مرگ سیاه را گردن نهاده­ایم" و از هنگامی که به جای شیعه علی بودن و از هنگامی که به جای شیعه حسین بودن و شیعه زینب بودن، یعنی پیرو شهیدان بودن ، زنان و مردان ما عزادار شهیدان شده­اند و بس در عزای همیشگی مانده­ایم!
چه هوشیارانه دگرگون کرده­اند پیام حسین را و یاران بزرگ و عزیز و جاودانش را؛ پیامی که خطاب به همه انسانهاست.
اینکه حسین فریاد می­زند – پس از اینکه همه عزیزانش را در خون می­بیند و جز دشمن و کینه­توز و عارت­گر  در برارش نمی­بیند – فریاد می­زند که آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد ؟ ، " هل من ناصر ینصرنی؟" مگر نمی­داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد ؟ این سوال ، سوال از تاریخ  فردای بشریت است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سوال انتظا ر حسین را از
عاشقانش بیان می­کند، دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قائلند اعلام می­نماید.

اما این دعوت را ، این انتظار یاری از او را ، این پیام حسین را – که "شیعه می­خواهد" و در هر عصری و هر نسلی "شیعه می­طلبد"- ما خاموش کرده­ایم. به این عنوان به مردم گفته ایم که حسین اشک می­خواهد ضجه می­خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می­خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و "پیرو"

به قلم : باران در شنبه 1386/07/28 ساعت 9:4 AM موضوع: فرهنگی | +

عاشقانه ها

قطعه های عاشقانه تو
-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
گر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
چرا غمگيني؟عاشق شدم!!!! آيا عشق شيرين است؟بله....شيرين تر از زندگي!!!! چرا تنهايي؟ويژگي عاشق هاست!!!! لذت تنهايي چيست؟فکر به او و خاطرات و!!!! چرا مي روي؟براي اينکه او رفت!!!! دلت کجاست؟پيش او!!!! قلبت کجاست؟او برده!!!! پس حتما بي رحم بوده؟نه...اصلا!!!! چرا؟چون باز هم او را مي پرستم

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
اي دوست دلت هميشه زندان من است آتشكده عشق تو از آن من است آن روز كه لحظه وداع من و توست آن شوم ترين لحظه پايان من است

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
وقتي که من دارم فكر مي كنم وتو داري فكر مي كني كه من دارم به چي فکر مي کنم دوست دارم که فکر کني که دارم به تو فکر مي کنم

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
بعضي ها وقتي كاري داشته باشند دوستت هستند بعضي ها وقتي گير مي كنند دوستت هستند بعضي ها نيستند و وقتي هم هستند بهتر است نباشند بعضي ها نيستند و اداي بودن در مي آورند بعضي ها در عين بودن هرگز نيستند بعضي هاي ديگر هم به طور كلي هستند ولي آدم نيستند آنهاي ديگري هم كه آدم هستند نيستند

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
کاري نکنيم که روزي حتي خودمان هم باور نکنيم که داريم دروغ مي گوييم آن هم به خودمان و کاري نکنيم که روزي به خدا هم دروغ بگوييم و اي کاش روزي مردم با صداقتي همچون صداقت چشمهاشان با هم سخن بگويند پروانه سوخت شمع فرو مرد شب گذشت اي واي من که قصه دل نا تمام ماند

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
اگر ان شب نگاهم نمي کردي اگر در ان شب تاريک بر اين تنهاتر از تنهايي چشمک نمي زدي اگر در اولين حرفم باورم نمي کردي اگر نمي ماندي و مي رفتي من ديگر اين که هستم نبودم

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
اي آفتاب خوبان، مي‏جوشد اندرونم يك ساعتم بگنجان در سايه عنايت غلام همت آن رند عاقبت سوزم كه در گدا صفتي كيمياگري داند

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هست که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من.. گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد

-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-
سكوتم را به باران هديه كردم/ تمام زندگي را گريه كردم/ نبودي در فراق شانه‌هايت / به هر خاكي رسيدم تكيه كردم
-+-+-+-+-+-+ -+-+-+-

به قلم : باران در شنبه 1386/07/28 ساعت 9:2 AM موضوع: فریاد دلتنگی | +

ازدواچ و فوایدآن

 

سلامتي، ازدواج و طول عمر
براي مردان

تحقیقات بسـیاری نشـان داده اند کـه مـردان مـتــاهل عمر طـولانـی تـری نسـبـت بـه مــردان مجرد و آنها که هیچ وقت ازدواج نمی کنند دارند. تلاش های بسیاری برای دستیابی بـه دلایل این امر انجام گرفته که سوالات زیر را در بر داشته اسـت: آیا ازدواج تاثیر حفاظتی و ایمنی مستقیم دارد و به خـاطـر داشتن فواید مربوط به سلامتی، خطر مرگ و میر را کـاهـش مـی دهد؟ یا افزایش طول عمر نشاندهنده ی این مسـئله اسـت کـه افـراد سـالـم گـرایـش بیشتری به ازدواج دارنـد و افـراد مـتـاهـل از هـمـان ابـتـدای ازدواج، سـالــم تـر هستند؟
این سوالات اشاره بر این دارند که رابطه ی بین طول عمر و متاهل بودن فقط با "ایمنی" حاصل از ازدواج یا "انتخاب مثبت" در ازدواج به خاطر سلامتی، توجیه می شود. البته نکته ی دیگری نیز در رابطه ی بین ازدواج و سلامتی دخیل است. اگر ازدواج کردن یکی از راه های به دست آوردن ایمنی در برابر بیماری ها و مرگ است، پس افراد بیمار و ناسالم به خاطر همین خصوصیت، گرایش بیشتری به ازدواج پیدا خواهند کرد. این مکانیزم را می توان "انتخاب منفی" در ازدواج خواند که می تواند به اندازه ی انتخاب مثبت، پراهمیت باشد. بااینکه معمولاً تصور می شود که انتخاب قسمتی از فواید ازدواج است، اما تحقیقات تجربی سابق معمولاً بر روی انتخاب مثبت متمرکز بود، و این امکان را در نظر نمی گرفت که انتخاب منفی نیز می تواند به همان اندازه مهم باشد.
تحقیقات اخیر درمورد طول عمر در مرکز تحقیقاتی راند در تلاش برای پر کردن این فاصله بوده است. محققان از نوعی بانک اطلاعاتی برای بررسی بیش از 4000 مرد در مدت زمان 22 سال استفاده کرده اند. این تحقیقات، تغییرات ایجاد شده در سلامتی مردها را در طول دوره ی تحولات ایجاد شده در زندگی زناشوییشان—تاریخچه ی ازدواج، طلاق، مرگ همسر و تجدید فراششان-- تجزیه و تحلیل می کند. رویهم رفته، یافته های این تحقیقات نشان می دهد که هر دو نکته، یعنی هم مسئله ی ایمنی و هم انتخاب در این زمینه نقش داشته است. از یک طرف، سلامتی خطر مرگ و میر را کاهش می دهد و در شرایط بخصوص، ازدواج در حفظ سلامتی تاثیرگذار است. از طرف دیگر، وضعیت سلامتی افراد می تواند در انتخاب آنها برای متناهل شدن، تاثیرگذار باشد.

تاثیرات وضعیت تاهل بر سلامتی
تجزیه و تحلیل اینکه آیا ازدواج به طور مستقیم بر سلامتی تاثیر می گذارد یا خیر، نتایج مختلفی دربر داشته است. مقایسات انجام شده بین مردان متاهل و مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده اند نشان می دهد که با اینکه گروه اول به طور کلی سالم تر هستند، اما نمی توان این را فقط به خاطر تاثیرات محافظتی و ایمنی ازدواج دانست. گزارشات دریافتی از وضعیت سلامت مردان نشان می دهد که ازدواج برای بار اول هیچ فایده ی قابل توجهی نداشته است. مقایسات انجام شده بین متاهلان سن بالاتر و مردان طلاق گرفته اشاره بر این دارد که سطح سلامتی نسبی مردان گروه دوم با بالا رفتن سن به طور قابل توجهی نزول می کند. وقتی این مردان مطلقه به سن 50 میرسند، باید انتظار داشته باشند که وضعیت سلامتیشان بسیار زودتر از افراد متاهل به خطر بیفتد. برای این گروه از افراد، تجدید فراش بسیار پرفایده خواهد بود و سطح سلامتی آنها نیز به خوبی متاهلین خواهد رسید.
فواید سلامتی به دست آمده برای متاهلین و آنها که دوباره تجدید فراش کردند، ریشه در عوامل مختلفی دارد که شامل مراقبت در زمان بیماری، تغذیه ی بهتر، و جو موجود در خانه که از بسیاری از بیماری های مربوط به استرس و فشارهای روحی جلوگیری می کند و فرد را به سمت کارهایی سالم تر تشویق کرده و از رفتارهای ناسالمی مثل سیگار کشیدن و خوردن مشروبات الکلی به میزان زیاد باز می دارد. این عوامل بر روی سلامتی مردان تاثیر گذاشته و آنها را به سمت زندگی سالم تر و عمری طولانی تر سوق می دهد.

تاثیرات وضعیت تاهل بر مرگ و میر
با بالا رفتن سن در مردان، وضعیت سلامتی رو به زوال داشته و احتمال مرگ بالاتر میرود. تعجبی ندارد اگر بگوییم که درصد این احتمال هم به میزان زیادی به وضعیت تاهل مرتبط است: درصد مرگ و میر مردان متاهل در سنین 50 تا 60 و 70 بسیار کمتر از مردان مجرد (آنها که هیچگاه ازدواج نکرده اند، طلاق گرفته یا همسر خود را از دست داده اند) است. این مرگ و میر در مردان مطلقه با ضعف وضعیت سلامتیشان توجیه می شود. برای آنان که هیچگاه ازدواج نکرده اند و آنها که همسر خود را از دست داده اند، این مرگ و میر زودرس با وضعیت سلامتی خود آنها زیاد در ارتباط نیست. تحقیقات قبلی اشاره بر این داشت که قسمتی از فواید ازدواج از هم زیستی با شریک زندگی یا افراد دیگر نشات می گیرد. آن مردانی که هیچگاه ازدواج نکرده اند، ترجیح می دهند که تنها زندگی کنند و از فواید زندگی جمعی و ارتباطات اجتماعی بی نصیب می مانند.

تاثیرات سلامتی بر شکل گیری و از هم پاشی ازدواج
برخلاف باورهای عموم که تصور می شود افراد سالم تر برای ازدواج بسیار آماده تر از افراد بیمار هستند، تحقیقات نشان می دهند که افراد سالم بسیار دیرتر به ازدواج متمایل می شوند و تجدید فراش را نیز به تعویق می اندازند. اما افراد بیمار و ناسالم نسبتاً برای ازدواج تلاش بیشتری دارند، بسیار زودتر ازدواج می کنند، گرایش کمتری به طلاق دارند و پس از طلاق یا از دست دادن همسر، با سرعت بیشتری تجدید فراش خواهند کرد. برای این مردان ازدواج وسیله ای موثر و مناسبی برای بهبود سلامتی و افزایش طول عمرشان می باشد. این مسئله نشان می دهد که انتخاب منفی نیز دررابطه با سلامتی برای ازدواج صورت می گیرد.
این تحقیقات همچنین شواهدی از انتخاب مثبت با دلایلی غیر از سلامتی را نیز نشان می دهند. برخی از مردان در سنین جوانی ویژگی هایی دارند (به جز سلامتی) که نه تنها آنها را به ازدواج راغب تر می کند، بلکه باعث می شود افراد سالم تری نیز باشند. این عادت ها از ابتدا در آنها شکل می گیرد و ارتباط و پیوستگی مثبتی بین ازدواج کردن و سلامت بودن آنها ایجاد می کند. هرچند این ارتباط نتیجه ی تاثیر سلامت عمومی بر روی ازدواج نیست.

خلاصه و نتیجه گیری
ارتباط بین ازدواج و طول عمر بسیار پیچیده تر از آن است که معمولاً تصور می شود. آشکار است که نمی توان طول عمر بیشتر مردان متاهل را فقط با خاصیت حفاظتی و ایمنی بخشی درمقابل بیماری ها و یا انتخاب ازدواج به خاطر بهبود سلامتی دانست. آنچه یافته های این تحقیقات برای بار اول به اثبات رساند این بود که وضعیت سلامت مردان بر روی انتخاب های ازدواج تاثیرگذار است-اما نه در آن حالت که نظریه ی انتخاب مثبت را تایید کند. از آنجا که سلامتی بالا، فرد را برای ازدواج سست می کند، و بیماری و ضعف سلامت فرد را به ازدواج ترغیب می کند، ارتباط بین ازدواج و سلامتی را می توان در عادت ها و اولویت های شخصی مشاهده کرد که باعث ارتقای ازدواج و سلامتی می شوند.
علاوه بر این، شواهد نشان می دهند که بااینکه وضعیت تاهل بر مرگ و میر تاثیرگذار است، عوامل تعیین کننده ی متضمن این تاثیر همیشه مشخص نیستند. مردانی که در سنین پیری مطلقه شده اند، این مسئله باعث شده که سلامتی کمتر و عمر کوتاه تری داشته باشند. آن مردان که هیچوقت ازدواج نکرده اند بااینکه وضعیت سلامتیشان با افراد متاهل تفاوتی نمی کند، اما عمر کوتاه تری نسبت به آنها دارند. بنابراین، درحالیکه سلامت مردان متاهل می تواند توجیهی برای طول عمر بیشتر آنها باشد، اما هنوز نیاز به تحقیقات بیشتری است

به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:55 PM موضوع: روانشناسی | +

گوگل......

گوگل يعني چه؟

آيا تا به حال از خود پرسيده‌ايد كه واژهء «گوگل» كه هر روز ميليون‌ها كاربر اينترنتي از آن براي جست‌وجو استفاده مي‌كنند به چه معنايي است و توسط چه كساني ايجاد شده است؟
«گوگل» واژه‌اي است كه با اندكي تغيير و بازي در حروف كلمهء گوگول (googol) توسط ميلتون سيروتا، برادرزادهء ادوارد كانسر، رياضي‌دان آمريكايي ايجاد شده است.
گوگول، خود واحد شمارشي است كه به عدد يك با 100 عدد صفر در مقابلش اشاره مي‌كند. در سراسر دنيا هيچ «گوگولي» از هيچ پديده‌اي وجود ندارد. نه ستاره، نه ذرات گرد و غبار و نه حتي اتم. گوگول يك عدد بسيار بزرگ و دست‌نيافتي است.
استفاده از واژهء گوگل، ماموريت انسان براي سازمان‌دهي اطلاعات بسيار زياد و شايد بي‌كران جهان را به ذهن متبادر مي‌كند و اين‌كه اين اطلاعات براي همه قابل دسترسي و قابل استفاده باشد.
در داستان تاسيس گوگل آمده است: «لري‌پيج و سرگي برين وقتي به عنوان فارغ‌التحصيلان رشتهء كامپيوتر در دانشگاه استندفورد براي اولين بار همديگر را ديدند هيچ علاقه‌اي به همديگر نشان ندادند.»
لري 24 ساله و فارغ‌التحصيل دانشگاه ميشيگان و سرگي 23 ساله در مورد هر چيزي كه حرف مي‌زدند به مشاجره با يكديگر مي‌پرداختند. نظرهاي قوي و ديدگاه‌هاي متفاوتشان بالاخره به يك نتيجهء نهايي و قابل قبول براي هر دو انجاميد تا راه‌حلي براي بزرگ‌ترين چالش در رانش كامپيوتر پيدا شود: يافتن اطلاعات مناسب و دلخواه از بين حجم عظيمي از داده‌ها.
ژانويه 1996، لري و سرگي همكاري خود را براي ساخت يك موتور جست‌وجو به نام بك‌راب ( BackRub ) آغاز كردند كه اين عنوان به خاطر كارآيي منحصربه‌فرد اين موتور در جست‌وجوي لينك‌هاي قبلي ( Back Links ) انتخاب شده بود. لري كه هميشه به ور رفتن با كامپيوتر علاقه نشان مي‌داد، وظيفهء اختراع نوع جديدي از فضاي سرور با حجم اندك به جاي استفاده از ماشين‌هاي بزرگ و گران‌قيمت را به عهده گرفت.
يك سال بعد، يافتهء منحصربه‌فرد آن‌ها براي تحليل و بررسي داده‌ها، شهرت روزافزوني بين كساني كه آن را ديده بودند، به دست آورد.
اين تكنولوژي جديد جست‌وجو، باعث شد تا سر و صداي زيادي در محيط‌هاي دانشگاهي ايجاد شود.
لري و سرگي در نيمهء اول سال 1998، به فعاليت خود براي تكميل اين تكنولوژي ادامه دادند تا اين‌كه در ادامه، براي يافتن مسير مناسب «گوگل» سخت‌افزارهايي با قيمت مناسب خريداري كردند و كامپيوتر شخصي خود را در اتاق‌خوابگاهي لري ايجاد كردند كه در واقع اين كامپيوتر اولين مركز داده‌پردازي گوگل بود.
در اين ميان سرگي يك دفتر بازرگاني تاسيس كرد كه در آن، هر دو پذيراي افراد واجد شرايطي بودند كه خواستار دريافت مدرك، البته بهتر از هرجاي ديگري بودند. با وجود هيجان و كششي كه در اين كار وجود داشت، آن‌ها علاقهء ‌چنداني براي ايجاد كمپاني شخصي در كنار تكنولوژي توسعه‌يافته‌شان نداشتند.
ديويد فيلر، موسس ياهو كه آن موقع با آن‌ها آشنا شده بود بي‌كم‌وكاست بودن تكنولوژي آن‌ها را تاييد كرده بود اما لري و سرگي را تشويق كرد تا فعاليت خود را با تاسيس كمپاني موتور جست‌وجو گسترش دهند و به آن‌ها گفت:«زماني كه اين تكنولوژي به طور كامل به سرانجام رسيد و نهايي شد، در موردش صحبت خواهيم كرد.»
اما اين چنين شد كه با تلاش و ممارست لري و سرگي، گوگل، آن‌چنان كه امروز به عنوان فراگير‌ترين موتور جست‌وجو مطرح است، راه‌اندازي شد.
گوگل درهاي خود را به طور دقيق در سپتامبر 1998 گشود. تاريخ دقيق جشن تولد ممكن است در طول سا‌ل‌ها، بسته به اين‌كه چه زماني دوست داشته باشيم از خوردن كيك لذت ببريم، جابه‌جا شود. كيك گوگل البته هميشه دوست داشتني و خوشمزه است!

به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:52 PM موضوع: کامپیوتر | +

کینه و نفرت

معلّم یک کودکستان به بچه‌هاى کلاس گفت که می‌خواهد با آن‌ها بازى کند. او به آن‌ها گفت که فردا هر کدام یک کیسه پلاستیکى بردارند و درون آن، به تعداد آدم‌هایى که از آن‌ها بدشان می‌آید، سیب‌زمینى بریزند و با خود به کودکستان بیاورند. فردا بچه‌ها با کیسه‌هاى پلاستیکى به کودکستان آمدند . در کیسه بعضی‌ها ٢، بعضی‌ها ٣، بعضی‌ها تا ٥ سیب‌زمینى بود. معلّم به بچه‌ها گفت تا یک هفته هر کجا که می‌روند کیسه پلاستیکى را با خود ببرند . روزها به همین ترتیب گذشت و کم‌کم بچه‌ها شروع کردن به شکایت از بوى ناخوش سیب‌زمینی‌‌هاى گندیده. به علاوه، آن‌هایى که سیب‌زمینى بیشترى در کیسه خود داشتند از حمل این بار سنگین خسته شده بودند. پس از گذشت یک هفته، بازى بالاخره تمام شد و بچه‌ها راحت شدند. معلّم از بچه‌ها پرسید: «از این که سیب‌زمینی‌ها را با خود یک هفته حمل می‌کردید چه احساسى داشتید؟ » بچه‌ها از این که مجبور بودند سیب‌زمینی‌هاى بدبو و سنگین را همه جا با خود ببرند شکایت داشتند. آنگاه معلّم منظور اصلى خود از این بازى را این چنین توضیح داد: «این درست شبیه وضعیتى است که شما کینه آدم‌هایى که دوستشان ندارید را در دل خود نگاه می‌دارید و همه جا با خود می‌برید. بوى بد کینه و نفرت، قلب شما را فاسد می‌کند و شما آن را همه جا همراه خود حمل می‌کنید. حالا که شما بوى بد سیب‌زمینی‌ها را فقط براى یک هفته نتوانستید تحمل کنید پس چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟ » چطور می‌خواهید بوى بد نفرت را براى تمام عمر در دل خود تحمل کنید؟»

به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:40 PM موضوع: فریاد دلتنگی | +

دلتنگی

 

Entry for October 01, 2007 magnify
ديشب دوباره ياد چشمان بارانيت ؛ خواب را از چشمــان ترم گرفت ...
طنـين صدای گرم و عاشقانه ات در اعماق ذهن خستــه و تاريکم پيچيد ؛ برق نگاهت دوباره لرزه بر اندامم انداخت و همچون گذشته باز در برابرحيا و عصمت چشمانت سر به زير انداختم ...
روزهای زيبای گذشته ، روزهای شاعرانه ی با تو بودنم بود ولی افسوس و صد افسوس که بيت آخرين اين شعر ، طراوت حيات بخش دستان تو را از من گرفت .
آه ؛ بی تو ديگر در ثانيه ها هم شوقی به رفتن و گذشتن نيست ... کاش می شد حصار سخت لحظه ها را از هم گسيخت ؛ بالهای خسته را تکانی داد و پرواز کرد ... به آنسو ... آنجا که تو باشی و من ... وديگر هيچ ...

به قلم : باران در سه شنبه 1386/07/24 ساعت 12:39 PM موضوع: فریاد دلتنگی | +

T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I

طراح قالب های بلاگفا بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ