تبليغاتX
نیایش من

نیایش من

آخر گذشت آن زمان کهنه ي ديدار رفت آن ثانيه هاي پر هياهو شکست آن لحظه هاي زيبا و تو ، چه ساده گذشتي از اين همه احساس......

زمستان
سرآغاز نگاه سرد تو بود
و شب بلورین من
معصومانه شکست
با حجم سنگ های غرور تو

RSS

بخوانید جالبه....

روزها مصطفی ، با کوله باری رنج و محنت ، چشم به افق نیلگون دریا دوخته بود تا کشتی نجاتش بر ساحل این کران پهلو بگیرد و بالاخره آن روز آمد . به بالای تپه رفت و کشتی را دید . اما چون از تپه ها فرود آمد غمی بزرگ وجودش را فرا گرفت ؛ با خود اندیشید : "چگونه می توانم با آرامش ، و بی هیچ غمی بروم ؟ نه ... بدون زخمی بر روح ، این شهر را ترک نخواهم کرد . روزهای زیادی در میان کوچه های آن گذرانده و شبهای بسیاری به تنهایی سر کرده ام ؛ چه کسی می تواند از درد و تنهایی اش ، بی هیچ تاسفی جدا شود ؟ از پاره های وجودم ، در این کوچه ها بسیار پراکنده ام ، و کودکان عریان آرزوهایم ، بسیار در میان این تپه ها پرسه زده اند ، نمی توانم بی حزن و اندوه از آنها دور شوم . اما چی میشود ، که نمی توانم بیش از این بمانم . دریا که همه چیز را به سوی خویش فرا می خواند مرا نیز فرا خوانده ، باید بر کشتی سوار شوم ."
 
...و همچنان که به راه افتاد ، از دور، مردان و زنانی را دید که مزارع و تاکستانهای خود را رها کرده ، به سوی دروازه شهر به شتاب در حرکتند . او صدایشان را شنید که نامش را به لب می آورند ؛ و به فریاد ، مزرعه به مزرعه ، یکدگر را از آمدن کشتی اش خبر می دهند .
 
وقتی داخل شهر شد ، همه مردم برای دیدنش آمده و یکصدا و بلند او را فریاد می زدند . بزرگان شهر مقابل او ایستادند و گفتند :
" ما را ترک نکن . شامگاه مان را نیمروز بودی ، و جوانی ات ، به رویاهایمان جان بخشید . تو بین ما میهمان یا بیگانه نیستی که فرزند و محبوب مایی  . مگذار که چشمانمان تشنه رویت باشند."
زنی که میترا نام داشت او را درود گفت :
" ای پیامبر خدا و ای جویای بی نهایت ! مدتها برای کشتی ات به دوردستها نگریستی . و اکنون کشتی ات آمده . و چاره ای جز رفتن نداری . پیش از آنکه ما را ترک کنی ، از تو می خواهیم تا برایمان صحبت کنی و حقیقت را بازگویی.
اکنون ما را بر خودمان آشکار کن و برایمان بگو ، از آنچه بین تولد و مرگ بر تو نمایان شده است "
 
او پاسخ داد :  "ای مردم ، جز از آنچه که هم اکنون در روح هایتان در تقلاست  ، چه می توانم بگویم ؟ ..."
آنگاه میترا گفت : "برایمان از عشق بگو."
و او سرش را بلند کرده به مردم نگاه کرد . پس با صدایی بلند گفت :
 
وقتی عشق اشارتی کرد ، همراهی اش کنید . گرچه راهش سخت و تند باشد .
وقتی بالهایش شما را در بر گرفت ، تسلیمش شوید ، گرچه شمشیر ِ پنهانِ بین بالهایش زخمی تان کند .
وقتی با شما سخن گفت ، ایمان بیاوریدش ، گرچه صدایش ، رویاهایتان را برآشوبد ، چونان باد شمال ، که باغ را ویران کند .
عشق همانسان که تاج بر سرتان می نهد ، بر صلیبتان نیز خواهد کشید و همانگونه که می رویاند ، به پیرایشتان نیز خواهد پرداخت . همچنان که تا بلندایتان صعود می کند و شاخه های شکننده لرزانتان را در آفتاب نوازش می کند ، تا اعماق ریشه هایتان رفته آنها را در دل زمین لرزه میدهد .
چون دسته های گندم ، شما را به سوی خود خواهد کشید . شما را می کوبد تا برهنه شوید . می بیزد تا از هرزه ها جدا شوید . می ساید تا سپید شوید . و آنگاه بر آتش مقدس خود وا می گذارد تا نانی مقدس برای بزم مقدس خداوندگار شوید .
همه را عشق به شما خواهد داد ، تا آن روز که رازهای قلبتان را بشناسید و از آن شناخت ، جزئی از قلب زندگی شوید . هرگز از هراس خود ، فقط به جستجوی آرامش عشق و لذت آن برنیائید ، که در آن حال بهتر است عریانی تان را بپوشانید و از خرمن خانه عشق بیرون شوید و بر جهانی بی فصل ، درون .
به جایی که : می خندید اما نه همه شادی هایتان را ، و می گریید ، نه همه اشکهایتان را .
عشق چیزی جز خود را ندهد و چیزی جز آن را نستاند ....! عشق نه تصرف کند ، نه به تصرف درآید ... !  زیرا عشق ، عشق را بسنده است . وقتی عشق می ورزید ، زیبنده نیست که بگویید :
"خدا در قلب من است " ... بلکه بگویید : "من در قلب خدایم" .
و نیندیشید که قادر به هدایت عشقید . که عشق ، اگر شما را شایسته بداند ، راهنمایی تان خواهد کرد .
عشق را آرزویی جز تکامل خود نیست . اما اگر عشق می ورزید و آرزویی نیز دارید ، بخواهید که آرزویتان چنین باشد : ذوب شدن ،
جاری شدن ، چون جویباری که نغمه خود را به گوش شب می رساند ، شناختن دردِ محبتِ بی حد و حصر .مجروح بودن از شناخت عشق خود ، خون دادن با لذت و تمنا ....
بیدار شدن در طلوع فجر ، با قلبی بالدار و سپاسگذار به خاطر روزی دیگر برای عشق ورزیدن ،
استراحت در نیمروز ، و اندیشیدن بر  وجد عشق ،
بازگشتن به خانه ، به هنگام شب همراه با سپاس و ستایش .... و آنگاه خفتن با نیایشی برای محبوب در قلب ، و نغمه ستایش بر لب ها .

به قلم : باران در شنبه 1387/01/31 ساعت 7:58 AM موضوع: فریاد دلتنگی | +

گنجشک و خدا...

گنجشک و خدا
 
 
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به آنها می گفت: می آید! من تنها کسی هستم که غصه هایش را می شنوم" و یگانه قلبیام که دردهایش را در خود نگه می دارد." و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به نوک او دوختند ... گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود و گفت: "با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست." گنجشک گفت: "لانه ی کوچکی داشتم ... آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این توفان بی موقع برای چه بود؟ سنگینی بغض راه کلامشرا بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان هه سر به زیر انداختند. خدا گفت: "خواب بودی ماری در راه لانه ات بود ... باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند ... آنگاه تو از کمین مار برگشودی." گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود. خدا گفت: "و چه بسیار بلاها که به واسط محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام بر خواستی" اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت. صدای گریه اش عرش خدا را پر کرد.
 

به قلم : باران در شنبه 1387/01/31 ساعت 7:50 AM موضوع: فریاد دلتنگی | +

کوتاه اما عمیق

 
آنچه جذاب است سهولت نیست، دشواری هم نیست، بلكه دشواری رسیدن به سهولت است ...

وقتی توبیخ را با تمجید پایان می دهید، افراد درباره رفتار و عملكرد خود فكر می كنند، نه رفتار و عملكرد شما...

سخت كوشی هرگز كسی را نكشته است، نگرانی از آن است كه انسان را از بین می برد...

اگر همان كاری را انجام دهید كه همیشه انجام می دادید، همان نتیجه ای را می گیرید كه همیشه می گرفتید...

 
افراد موفق كارهای متفاوت انجام نمی دهند، بلكه كارها را بگونه ای متفاوت انجام می دهند...

پیش از آنكه پاسخی بدهی با یك نفر مشورت كن ولی پیش از آنكه تصمیم بگیری با چند نفر...

كار بزرگ وجود ندارد، به شرطی كه آن را به كارهای كوچكتر تقسیم كنیم

كارتان را آغاز كنید، توانایی انجامش بدنبال می آید...

انسان همان می شود كه اغلب به آن فكر می كند...

همواره بیاد داشته باشید آخرین كلید باقیمانده، شاید بازگشاینده قفل در باشد...

تنها راهی كه به شكست می انجامد، تلاش نكردن است...

دشوارترین قدم، همان قدم اول است...

عمر شما از زمانی شروع می شود كه اختیار سرنوشت خویش را در دست می گیرید...

آفتاب به گیاهی حرارت می دهد كه سر از خاك بیرون آورده باشد...

 
وقتی زندگی چیز زیادی به شما نمی دهد، بخاطر این است كه شما چیز زیادی از آن نخواسته اید...

در اندیشه آنچه كرده ای مباش، در اندیشه آنچه نكرده ای باش...

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست...

برای كسی كه آهسته و پیوسته می رود، هیچ راهی دور نیست...

امید، درمانی است كه شفا نمی دهد، ولی كمك می كند تا درد را تحمل كنیم...

بجای آنكه به تاریكی لعنت فرستید، یك شمع روشن كنید!

آنچه شما درباره خود فكرمی كنید، بسیار مهمتر از اندیشه هایی است كه دیگران درباره شما دارند...

 
هركس، آنچه را كه دلش خواست بگوید، آنچه را كه دلش نمی خواهد می شنود...

 
اگر هرروز راهت را عوض كنی، هرگز به مقصد نخواهی رسید...

صاحب اراده، فقط پیش مرگ زانو می زند، وآن هم در تمام عمر، بیش از یك مرتبه نیست...

وقتی شخصی گمان كرد كه دیگر احتیاجی به پیشرفت ندارد، باید تابوت خود را آماده كند !

كسانی كه در انتظار زمان نشسته اند، آنرا از دست خواهند داد...

كسی كه در آفتاب زحمت كشیده، حق دارد در سایه استراحت كند !

بهتر است دوباره سئوال كنی، تا اینكه یكبار راه را اشتباه بروی !!!

آنقدر شكست خوردن را تجربه كنید تا راه شكست دادن را بیاموزید...

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد كه متعلق به گذشته هستید...

خودتان را به زحمت نیندازید كه از معاصران یا پیشینیان بهتر گردید، سعی كنید از خودتان بهتر شوید ...

خداوند به هر پرنده ای دانه ای میدهد، ولی آن را داخل لانه اش نمیاندازد !

درباره درخت، بر اساس میوه اش قضاوت كنید، نه بر اساس برگهایش !

انسان هیچ وقت بیشتر از آن موقع خود را گول نمیزند كه خیال میكند دیگران را فریب داده است !!!

كسی كه دوبار از روی یك سنگ بلغزد، شایسته است كه هر دو پایش بشكند !!!

هركه با بدان نشیند، اگر طبیعت ایشان را هم نگیرد، به طریقت ایشان متهم گردد ...

كسی كه به امید شانس نشسته باشد، سالها قبل مرده است !

اگر جلوی اشتباهات خود را نگیرید، آنها جلوی شما را خواهند گرفت !!!

اینكه ما گمان میكنیم بعضی چیزها محال است، بیشتر برای آن است كه برای خود عذری آورده باشیم ...

به قلم : باران در دوشنبه 1387/01/26 ساعت 7:47 AM موضوع: فریاد دلتنگی | +

راههایی برای شاد زیستن.....

 

 
چگونه به شخصی شادتر از گذشته تبدیل شویم؟
بر روی یک کارت تبریک جمله‌ای از دیوید ثوراو (David Thoreau) خواندم که مرا وادار به نگاشتن این مطلب کرد: "شادمانی مانند یک پروانه است که هرچه بدنبالش بروی، بیشتر از تو دور می‌شود. اما اگر توجه خود را به سمت دیگری جلب کنی، خودش به آهستگی به سمت تو خواهد آمد و حتی بر روی شانه‌ات می‌نشیند."
در جامعه امروزی بعلت افزایش عوامل استرس‌زا در اطراف ما، هرروز از میزان شادی افراد کاسته می‌شود. به همین منظور باید راههایی برای فرار از افسردگی و افزایش خلق پیدا کرد. به عبارت راحتتر باید فهمید چگونه می‌توان این پروانه بازیگوش را بر روی شانه خود نشاند.
برخی از محققین معتقد هستند که شادمانی یک صفت ژنتیکی است. دکتر لیکن، نویسنده کتاب شادمانی، می‌گوید "تلاش برای شادتر شدن مانند تلاش برای بلندتر کردن قد است. بر روی ژن هرکس نقطه تنظیم شادی قرار داده شده است و بر همین اساس میزان شادمانی هرشخص از قبل مشخص است."
اما بسیاری از روانشناسان می‌گویند: "ما می‌توانیم شادی را در درون خود ایجاد کنیم." بنا بر نظر آنها با عقب راندن حسهای منفی مانند بد بینی، رنجش و عصبانیت و با تقویت حسهای مثبت مانند همکاری، آرامش و قدر دانی می‌توان به شادی روز افزون رسید.
در ادامه سعی دارم ترفندهایی را که در کتب روانشناسی برای شادتر شدن ذکر کرده‌اند بطور خلاصه توضیح دهم.
ترفند اول: شادی را بجای هر صفت دیگری برگزینید
در قدم اول بهتر است شادی را به سمت خود بکشانیم. خیلی از افراد از این روش ایراد می‌گیرند که "اگر ما می‌توانستیم شاد باشیم که به سمت افسردگی نمی‌رفتیم." به این دسته از افراد باید گفت که در این زمینه تلاش لازم را انجام نداده‌اند و راحتترین راه یعنی افسردگی را انتخاب کرده‌اند. شادمانی میوه رسیده نیست که دهان باز کنی و خودبخود بداخل دهان بیافتد. برای شاد شدن باید تلاش کرد. این تلاش که از درون و بیرون شخص نشات گرفته است نقش اصلی را در ایجاد شادمانی بازی می‌کند.
در این راه ابتدا باید اراده کرد. اراده کردن به شاد زیستن اقدامی لازم برای رسیدن به هدف است. با انجام این کار شخص بطور هوشیارانه نگرشها و رفتارهایی را انتخاب می‌کند که نتیجه‌اش رسیدن به شادی و گریز از افسردگی است. از این به بعد به شادی به عنوان یک هدف نگاه کنید. از هر فرصتی برای یادگیری چگونه شاد زیستن استفاده کنید. در این زمینه مهارتهای شغلی و روابط عمومی خود را ارتقاء دهید. از طرف دیگر سعی کنید در محیطی و در بین مردمی قرار گیرید که باعث شادی شما می‌شوند. در این بین کسانی بیشترین شادی را بدست می‌آورند که برای وجود خود و رشد شخصیتی خود ارزش زیادی قایل هستند.
ممکن است در وجود یک نفر زمینه‌های شادی به شکل ارثی وجود داشته باشد ولی این شادی همیشه ماندگار نخواهد ماند. مدت ماندگاری این شادی در یک شخص به میزان کنترل احساسات و قدرت روابط عمومی وی بستگی دارد که با قدری آموزش می‌توان این دو خصلت را به حد کفایت رساند.
برای شاد بودن لازم است موارد زیر را آموخته و تمرین کرد. قبل از هرکاری باید کینه توزی و خشم را از خود دور کنید. دوری کردن از افکار منفی یکی دیگر موارد لازم برای آموختن است. بدبینی یکی از مهمترین و مخربترین فکرهای منفی است که بدون شواهد کافی در مورد اشخاص قضاوت می‌کند. پرهیز از آن قدم محکمی در جهت ایجاد روابط با اطرافیان و بدنبال آن افزایش ماندگاری شادی در درون است.
برای بدست آوردن شادی درون راههای بسیاری وجود دارد. فقط کافی است شادی را انتخاب کنید، با پیمودن هرکدام از این راهها به هدف خود خواهید رسید.
ترفند دوم: همیشه از محبت دیگران به خود قدردانی کنید
دکتر مارتین سلیگمان در کتاب "شادی آفرینی تضمینی" مبحثی تحت عنوان "تمرین روزانه سپاسگزاری" دارد که در آن روشهای مختلف قدردانی از دیگران را ذکر کرده است. به عقیده وی با این کار نظر دیگران در مورد تلخ مزاجی ما عوض خواهد شد و در برخورد با ما امیدوارتر ارتباط برقرار خواهند کرد که نتیجه آن برقراری ارتباط عمومی قوی با دیگران و افزایش ماندگاری شادی می‌باشد.
ترفند سوم: براحتی دیگران را مورد بخشش قرار دهید
کینه توزی و تقویت حس انتقام بر سلامت روح و جسم تاثیر منفی می‌گذارد. یکی از روشهای فرار از این احساس ناخوشایند ترویج عمل بخشش است. به این ترتیب احتمال بروز حوادث بد کمتر شده و طعم شیرین زندگی بیشتر حس خواهد شد. چه خوش گفت بزرگ دینی ما که "لذتی که در بخشش است هرگز در انتقام نیست." برای تقویت عمل بخشش یک فرایند پنج مرحله‌ای وجود دارد که بطور خلاصه شرح می‌دهم. در قدم اول نوع آسیب وارده را مرور می‌کنیم. در مرحله دوم جایگزینی را انجام می‌دهیم به این ترتیب که وقوع حادثه آسیب رسان به خود را از دیدگاه آسیب رساننده مورد بررسی قرار می‌دهیم. مرحله سوم نوع دوستی است. به یاد آورید زمانی را که خود مورد بخشش دیگران واقع شدید و امروز قرار است شخص دیگری همانند شما مورد بخشش قرار گیرد. سعی کنید بخشش خود را در قالب کلمات درآورید. این کلمات را یا در نامه‌ای به شخص بخشیده شده یا بصورت مقاله‌ای در یک نشریه قرار دهید. و در آخر سعی کنید خود را در حس بخشش حفظ کنید. هرگز اجازه ندهید عصبانیت و شدت آسیب وارده به شما لذت حس انتقام را در شما تقویت کند

به قلم : باران در دوشنبه 1387/01/26 ساعت 7:41 AM موضوع: روانشناسی | +

Because you are my friend!

When you are sad,
I will dry your tears.
وقتی ناراحتی من اشکاتو پاک خواهم کرد

When you are scared,
I will comfort your fears.
وقتی  وحشت زده شدی من ترس تور را آرام خواهم کرد
When you are worried,
I will give you hope.
وقتی نگرانی بهت امید می دهم

When you are confused,
I will help you cope.
وقتی  دستپاچه می شی من کمکت خواهم کرد
And when you are lost,
And can't see the light.
I shall be your beacon
Shining ever so bright
وقتی گم می شی و نمی تونی نوری را مشاهده کنی
من برات یک فانوس دریایی می شم و همه جا رو روشن می کنم
This is my oath.
I pledge till the end.
Why you may ask?
Because you are my friend!
 
این عهد و پیمان من هست که تا آخرش تضمین می کنم
چرا سوال می کنی؟
چون تو دوست منی

به قلم : باران در دوشنبه 1387/01/05 ساعت 9:43 AM موضوع: | +

حقیقتی کوچک.....

 

حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!

 

اگر

 

A B C D E F G H I J K  L M N O P Q R S T U V W X Y Z

 

برابر باشد با

 

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 

 

 (تلاش سخت)     Hard work

 

H+A+R+D+W+O+R+K

 

8+1+18+4+23+15+18+11=98%

 

*

 

 (دانش)        Knowledge

 

K+N+O+W+L+E+D+G+E

 

11+14+15+23+12+5+4+7+5=96%

 

*

 

 (عشق) Love    

 

L+O+V+E

 

12+15+22+5=54%

 

*

 

خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!

پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟

 

 (پول)     Money

 

M+O+N+E+Y

 

13+15+14+5+25=72%

 

*

 

(رهبري) Leadership  

 

L+E+A+D+E+R+S+H+I+P

 

12+5+1+4+5+18+19+9+16=89%

 

*

 

پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟

 

(نگرش)       Attitude

 

1+20+20+9+20+21+4+5=100%

 

*

 

اگر نگرشمان را به زندگي، گروه و کارمان عوض کنيم زندگي 100% خواهد شد.

 

نگرش همه چيز را عوض ميکند،

 

 نگرشت را عوض کن همه چيز عوض ميشود...

 

به قلم : باران در دوشنبه 1387/01/05 ساعت 9:39 AM موضوع: | +

آخرین باری را كه واقعا عاشق شدید ؟!

آخرین باری را كه واقعا عاشق شدید ؟!

آیا هنوز آخرین باری را كه واقعا عاشق شدید به خاطر دارید؟

یادتان هست كه در قلبتان چه آه و فغانی بر پا بود و چه احساس پراعجازی داشتید؟
می‌خواهم بگویم عاشق خود بودن هم درست همین‌طور است! با این تفاوت كه این عشق هرگز فنا شدنی نیست. اگر عشق به خود را یكبار زنده كنید، این عشق در تمام طول زندگی با شما خواهد بود. بنابراین از این رابطه ی عاشقانه حداكثر بهره را ببرید، زیرا عشق راهنمای همیشگی شما است، برای رسیدن به اوجی از شعور و آگاهی كه تنها بشر قادر به تحقق آن است.

برای كسانی كه می‌خواهند خود را دوست بدارند، چند رهنمود درباره ی دوست داشتن خود ارائه می‌د‌هیم:

- یقیناً اصلی‌ترین كلید دوست داشتن خود ، پرهیز از انتقاد و عیب‌جویی از خود است.
احتمالاً دیده‌اید كه بیشتر مردم موقع سرزنش كردن خود اصطلاحاتی می‌گویند مثل: احمق، پسر بد، دختر بد، بی‌مصرف، بی‌ملاحظه، نادان، زشت، شلخته، بی‌عرضه و غیره، شاید برای شما هم پیش آمده كه با چنین كلماتی خود را توصیف كنید، در واقع به كار بردن این كلمات به این دلیل است كه ما می‌خواهیم طوری عمل كنیم كه گویی كامل و بی‌نقص هستیم و با این عقیده خود را تحت فشار سختی قرار می‌دهیم، و چشم‌های خود را بر حوزه‌های دیگری از زندگی‌مان كه نیازمند اصلاحات و شفابخشی هستند می‌بندیم.

پس بهتر است سعی كنیم خلاقیت‌های فردی خود را كشف كنیم و خصوصیات برجسته و ممتاز خود را ستایش كنیم، زیرا وقتی ما از خود انتقاد می‌كنیم در واقع نقش خود را در دنیا بی‌اعتبار و تحقیر می‌كنیم.
در صورتی كه می‌توانیم به هنگام اشتباه كردن یا شكست خوردن در موقعیتی، به خود بگوییم: «من پیچیده‌تر از آن هستم كه شایسته یك ارزیابی كلی از خود باشم، درست است كه اشتباه كردم یا شكست خوردم ولی می‌توانم هنوز خودم را به عنوان انسان جایزالخطا بپذیرم و این اشتباه یا شكست من ، دلیل بر بی‌ارزش بودن و ناتوانی من نیست».

بنابراین اگر آمادگی رشد و ترقی و درس گرفتن از اشتباهات را داشته باشید، اشتباهات راهی به سوی یك زندگی كامل و پربار را برایتان هموار می‌سازد.

خیلی از ما دائم خود را با افكار ترسناك تهدید می‌كنیم و از یك مشكل كوچك یك هیولای غول پیكر می‌سازیم. مثلا اگر دیگران ما را طرد كنند فاجعه است، یا اگر در فلان مورد به نتیجه ی دلخواه نرسیم وحشتناك است.

بنابراین هرگاه دچار ترس و نگرانی شدید، به خود بگویید: این كه دیگران مرا طرد كنند یا اگر در این مورد خاص به نتیجه مطلوب نرسیدم برایم ناراحت‌كننده است، ولی هیچكدام فاجعه نیست.

- راه دیگر این است كه با خود ملایم، با محبت و صبور باشیم.
اشكال بسیاری از ما این است كه همیشه می‌خواهیم فوراً به همه چیز برسیم. مثلا در یک روز خود را دوست بداریم. شاید نتوانیم در عرض یك روز خود را كاملاً دوست بداریم، ولی می‌توانیم هر روز خود را كمی بیشتر دوست داشته باشیم. اگر هر روز به خود كمی بیشتر عشق بورزیم بعد از دو یا سه ماه در مسیر "خود دوستی" پیشرفت شایانی خواهیم داشت.

- با ضمیر باطن خود محتاطانه رفتار كنیم
برای آرامش دادن به جسم و روح فقط چند دقیقه در روز فرصت لازم است.

چند بار نفس عمیق بكشید، چشم‌هایتان را ببندید و تمام هیجانات درونی خود را رها كنید، تمركز كنید و آهسته به خود بگویید: «من تو را دوست دارم همه چیز خوب است.» بعد از آن احساس آرامش بیشتری می‌كنید و می‌فهمید كه لازم نیست همیشه با ترس و اضطراب زندگی كنید.
- هر روز تفكر كنید:
توصیه می‌كنم روح خود را آرام كنید و به حكمت درونی خود گوش فرا دهید. در این لحظه می‌توانید حتی این جملات را تكرار كنید: «من خودم را دوست دارم. یا: من خودم را می‌بخشم. یا: من بخشیده می‌شوم».

پس از مدتی سكوت كنید و به ندای درون خود گوش دهید. در واقع هر یك از ما برای فكر كردن روش خاصی را انتخاب می‌كند. بعضی از افراد موقع پیاده‌روی یا حتی دویدن فكر می‌كنند، برخی دیگر با نوشتن افكار منفی و مثبت خود.

من با رفتن به طبیعت و قدم زدن در آن می‌توانم به خود و حكمت آفرینش خود فكر كنم. شجاع باشید و راه مخصوص خود را جهت تفكر بیابید.

- دوست داشتن خود ، یعنی به خود ارج نهیم
به دوستان خود مراجعه كنید و از آنها كمك بخواهید. تقاضای كمك از دیگران در موقع نیاز،نشانه قدرت است.

خیلی از شما یاد گرفته‌اید كه همیشه فقط به خود تكیه كنید و همه ی كارها را به تنهایی انجام دهید و نمی‌توانید از دیگران درخواست كمك كنید، چون خودپرستی شما این اجازه را نمی‌دهد. پیشنهاد می‌كنم به عضویت گروههای خودیاری كه برای حل مشكلات در گوشه و كنار این شهر هستند درآیید.

به قلم : باران در دوشنبه 1387/01/05 ساعت 7:15 AM موضوع: روانشناسی | +

T E M P L A T E D E S I G N E D B Y K I Y N O O S H A N S A R I

طراح قالب های بلاگفا بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران

New Coding JavaScript


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ